|
اما حالا یک مصاحبه
درباره فضاي كُرال و كليسايي اكثر آهنگهاي آريان بگوييد شايد به خاطر اين است كه شما اقليت آشوري هستيد اين اتفاق افتاده است.
نينف: البته من آشوري هستم ولي آنچه شما در فرم آهنگها ميبينيد مبتني بر تجربههاي كاري دو سه سال قبل از پيوستن به آريان است كه تنظيم استوديويي و ترانه سرايي و آهنگسازي توسط چند استادي كه نميخواهم نامشان را ببرم انجام شد. اين تجربهها خيلي به كارم آمد. و كرال و چند صدايي بودن ترانههاي آريان ربطي به آهنگسازي من ندارد. تنها كاري كه كردم اين بود كه 3 نفر همخوان خانم كه صداي نزديكي به هم دارند را به گونهاي تنظيم كنم كه براي مركز موسيقي ارشاد قابل ارائه باشد. شايد آن ترانهاي كه خيلي فضاي فولكلوريك ارمني دارد، آهنگ ترانه «گل هميشه بهار» است و گرنه غير از اين من سعي كردم در خدمت گروه باشم
سياست كاري گروه آريان از ابتداي شروع فعاليت تاكنون چگونه است؟
علي پهلوان: گروه آريان سعي كرد كه دو سه سال اول بگويد كه ما هم هستيم. بعد مقبوليت پيدا كند و اكنون در بين سه گروه برتر موسيقي ايران هستيم. سپس به دنبال كنسرت خارجي رفتيم و بسيار هم مورد توجه قرار گرفتيم. اين مهم است كه جنس موسيقي آريان توانايي عرضه بينالمللي را نيز داشته باشد .
خانم كاشمري شما كه تاكنون در گفتگو شركت نكردهايد لطفاً روابط فاميلي و نسبتهاي اعضاي گروه را بيان و افشا كنيد
كاشمري: من و سحر كاشمري خواهر هستيم و شراره فرنژاد دختر خاله ما است. از طرفي آقاي صالحي و بديهي هم پسرخاله هستند. نكته ديگر هم كه بايد در مورد كرال بودن آهنگهاي آريان بايد بگويم اين است كه اين ويژگي، ربطي به مسيحي بودن نينف ندارد بلكه از ابتدا آريان اين ويژگي را داشته است. آريان تلفيق گيتار و ويلن بوده است و اولين گروهي بوده كه خانمها در آن حضور داشتند. به نظر من يكي از مشخصات اصلي آريان اين است كه در آهنگهاي آن اين تلفيق سازها باشد. شايد اين تلفيق در يك آهنگي در آلبومها نباشد ولي حضور دخترها خواهد بود .
شايد ويلن در آهنگهاي بعدي حضور نداشته باشد؟
كاشمري: شايد در يكي از آهنگها نباشد ولي معلوم نيست
نينف: البته در عمر من اين اتفاق نميافتد! ولي بايد بگويم كه سبك خواندن ترانههاي آريان مقداري متفاوت است با تصوري كه هميشه از كرال داريم. سبك آريان چند صدايي آوازي است ضمن اينكه در اين ترانهها سيستم هم خواني وجود دارد. يعني در واقع تن صداي اين سه خانم ، بواسطه اينكه از كودكي با هم ميخواندند، ويژگي خاصي به موسيقيها داده است. و اين شناسنامه آريان است. همانطوري كه جنس صداي علي صالحي و پيام خاص است و نيز لهجه ويلن سيامك. و البته درباره ويلن بايد خود سيامك توضيح بدهد .
* سيامك خواهاني: من از بچگي ويلن كار ميكردم. بعد تمايل به موسيقي پاپ پيدا كردم و طبق روند فعاليت خودم كاست «قطره خيال» را به بازار ارائه دادم كه تلفيقي از پاپ و ايراني بود. كه باز با همكاري علي پهلوان و نينف امير خاص همراه بود و اين همكاري از آريان نشأت ميگرفت.
و اين نحوه نوازندگي به عنوان كار حرفهاي در اين كاست جا افتاد و در آريان جزو يكي از شناسنامههاي گروه شد .
خوب، ترانههاي آريان دكلمه هم خواهند شد؟
خواهاني: ما اين كار را انجام دادهايم ولي كلاً كاري كه به شناسنامه آريان لطمه نزند را انجام خواهيم داد .
شما گويا فعاليت سينمايي هم داريد؟
يكي از شخصيتهاي فيلم علي سنتوري داريوش مهرجويي يك نوازنده ويلن است كه زياد آن را لو نميدهم! خيليها خواهان آن نقش بودند. دو شرط داشت. ويلن زن بودن و شرايط فيزيك بدني كه آقاي شريفينيا با من تماس گرفتند و چون كادر حرفهاي بود ترسم بر اين بود كه به كادر حرفهاي آن فيلم لطمه بزنم ولي سال بعد اين كار فيلمبرداري شد و در جشنواره فيلم امسال اكران خواهد شد .
چقدر در اين نقش موثر بوديد؟
خواهاني: قسمتي را آهنگسازي كردم و به صورت زنده سر صحنه اجرا و ضبط شد كه در تيتراژ فيلم هم استفاده ميشود. ملودي كار از خودم بود و آكوردها و هم نوازي گيتار آن و پركاشن هم تلفيق شدسبك آهنگ آن هم دقيقاً شيوه كار آريان و كاست «قطره خيال» است. و شايد حتي آريان را يادآوري كند
بديهي : يك نكتهاي ديگر هم خالي از لطف نيست. خانم كاشمري هم مشغول بازي در سريال كلاه پهلوي است
نينف: ما يواشكي وارد سينما ميشويم. خيلي اختاپوسي !
پهلوان : البته براي كاشمري اين تازگي ندارد. ايشان قبلاً هم بازيگري را تجربه كردهاند
كاشمري: من قبل از پيوستن به آريان ، بازيگري ميكردم. دو تا كار تئاتر داشتم و يك فيلم سينمايي و نيز تلويزيون. گرگ و ميش و آن سوي آئينه كارهاي تئاتريام بودند با همكاري آقاي شريفينيا و آزيتا حاجيان و در سينما «دفتري از آلمان» كار آقاي پرويز شيخ كادي بود. و سريال تعطيلات نوروزي كار آرش قادري و الان هم در سريال «كلاه پهلوي» بازي ميكنم .
فعاليت موسيقي هم داشتيد به جيغ بنفشي چيزي؟
كاشمري: نه اصلاً ربطي به موسيقي نداشته و صرفاً در اين كارها بازي كردهام
يكي از بچهها درباره استاد بابك بيات مطلبي را به نمايندگي از گروه بگويند
پهلوان: اتفاقاً فرصتي پيش نيامد براي گروه تا به ايشان
به صورت علني ارج بنهد اما من در وبلاگ خودم نوشته بودم كه بابك بيات رفت و ملودي یادش در دلها باقي خواهد ماند
در حقيقت اين مطلب را با يكي از شعرهاي آثار آريان ادامه دادم. در آلبوم اول كاري به نام «بارون» داشتيم كه ميگويد :
بيا تا بارون باشيم "
تا كه از غبار غم پاك كنيم دلهارو
تا كه از عاطفه سيراب كنيم گلهارو
تا مثل رنگينكمونا موقع رفتن بارون
توي آسمون دلها بمونن خاطرههامون
بيا تا بارون باشيم بيا تا بارون باشيم ..."
دقيقاً اين شرايط براي استاد بيات صدق ميكند. اگر او رفته است ولي موسيقي بيات زنده است. چه آن موسيقيهاي قديمي بيات و چه آنچه اكنون از او به يادگار داريم. همه كارهاي او به يادماندني و زيبا است و اي كاش قدر هنرمندان ايران فقط بعد از مرگشان دانسته نشود .
چكار كنيم كه اين قدرشناسي شايسته و بايسته هنرمندان باشد؟
پهلوان: يك نفر كه افتخاري براي كشور ميآورد بايد حمايت بشود. مردم لطف خود را داشتهاند و دارند. اينكه در كوي و برزن و يا هر جاي ديگر فردي ابراز علاقه ميكند، كلي ايجاد انگيزه ميكند و باعث ميشود كه كار هنري ادامه پيدا كند. اما يكي از چيزهايي كه ما را ناراحت ميكند اين است كه حتي برخي از مطبوعات كه فكر ميكنند روشنفكر هستند به گونهاي عمل ميكنند كه مصداق اين است: «مرا به خير تو اميدي نيست شر مرسان!» ما نميخواهيم كه برخي از دوستان مطبوعاتي روشنفكر به ما پوشش خبري بدهند، بلكه ميخواهيم حرف عجيب و غريب درباره آريان نزنند. گاهي اوقات به اين تنگناها ميرسيم. هميشه اصل را فراموش ميكنند و به فرعيات موضوع توجه ميكنند. اصل موضوع اين است كه يك فرد زحمتكش براي كشور ميتواند آبرويي دست و پا كند ولي در داخل كشور چنان اين افراد را دچار هجمه ميكنند كه او نميتواند قامت راست كند
طباطبايي: در واقع گويا هر چه يك پديده در دسترس باشد، بياهميت جلوه ميكند و آنچه دور از دسترس باشد بسيار مهم جلوه ميكند. بچههاي گروه، در بند تكنيك ساز و كوك دستگاههاي موسيقي هستند تا مسائل حاشيهاي و جلوه پاپ بودن موسيقي
در صورتي كه نوازندهها و فعالان پاپ آن طرف دنيا براي بعضي از ما، بت شدهاند در حالي كه اصلاً قابل تأمل نيستند. اصولاً هنرمندي كه در ايران در حال حيات است او را در نظر نميگيرند
پهلوان: ما اين اتفاق را خيلي كم ميبينيم و آنچه هم اتفاق ميافتد براي هنرمندان عرصه سينما است. بزرگداشت موسيقيدان پاپ كمتر اتفاق افتاده است. نمونه جالب اين بزرگداشت در زمان حيات افراد تاثيرگذار، دكتر محمود حسابي بود كه يك عمر در ايران بسر ميبردند و خارجيها او را به ما معرفي كردند! و حتي اتفاقي كه بعد از مرگ ويگن در مطبوعات ايران افتاد .
طباطبايي: و البته برخي اوقات هم اتفاقات نادري ميافتد. مثلاً روزنامه اطلاعات به مناسبت مرگ فرانك زاپان يك موسيقيدان مطرح در سال 1986 مطلبي را به چاپ رساند و از طرفي متاسفانه ما در راديو پيام شاهد هستيم كه يك ترانه يا قطعه موسيقي را پخش ميكندو بسيار درباره آن توضيح ميدهد و ترانههاي قديمي ديگري را نيز حتي بدون نام خواننده پخش ميكند
پهلوان : يك اتفاق با مزهاي را بگويم. ترانههاي آريان از تلويزيون پخش نميشود ولي زماني كه هواپيماي130 C دچار سانحه دلخراشي شد، آهنگ مسافر آريان با يك كليپ از تلويزيون پخش شد و خواننده آن را علي پهلوان معرفي كردند!! يعني يك نفر از كل گروه را معرفي كردند! من خيلي شوكه شدم
نينف اميرخاص ـ آهنگ مولا علي جان، كاملاً مذهبي بود و اين آهنگ مدتها در تلويزيون ايران مهجور بود در صورتيكه يك كار مذهبي تاريخي بود و ميتوانست در مناسبتها بارها پخش شود .
پهلوان : ما در اخبار تلويزيون برون مرزي شاهد بوديم كه يك گزارش كامل از گروه آريان پخش شد، اين چهارچوب چرا براي پخش آثار متغير است؟ چرا تعريف شده نيست؟ يك آلبوم مجوز وزارت ارشاد را دارد ولي از تلويزيون پخش نميشود و از طرفي يك اثر از تلويزيون پخش ميشود ولي مجوز ارشاد نميگيرد، اين بسيار جالب و تلخ است
نينف اميرخاص: به طور كلي مشكلات ما خيلي بزرگتر از آن است كه بتوان به آن اشاره كرد. ما به مديريت كارشناس و كاربلد صرفاً در مورد موسيقي پاپ به عنوان حامي اصلي نياز داريم. يك بخش بزرگي از كار ما كه لازمه تداوم كار است، مسئولان فرهنگي هستند. يك زماني تصميم گرفته ميشود كه موسيقي پاپ آزاد شود، سپس در شروع جريان، هر چيزي كه به فكر برسد روانه بازار ميشود. اول به دنبال ترانههايي شبيه آثار مطرح ميگردند، سپس با آزمون و خطاهاي فراوان، يك سري آثار جديد وارد ميدان ميشود. زماني يك سري آثار بسيار قوي پاپ ظاهر شد كه همه توجهات جلب موسيقي پاپ داخل كشور شد، حتي آوازه آن به خارج از ايران رسيد. دوران خاصي بود كه 5 يا 6 نفر به موسيقي داخل جهت دادند. اين اتفاق خاص در زمان دولت خاتمي افتاد.كمكم موسيقي دچار مشكل شد و ايراد بر آن گرفتند و دوباره بدون كارشناسي موانعي را بر سر راه ما گذاشتند. حتي به برخي از فعالان گذشته مجوز ندادند. برخي از آثار چند سال معطل مجوز ماند.امروزه تكنولوژي موسيقي به جايي رسيده است كه هر يك نفر با يك سيستم موسيقي داخل منزلش ميتواند در سال 5 آلبوم بسازد، بدون اينكه اسمي از خودم بياورم، وقتي به اين مرحله خطير برسيم، فاجعه آغاز ميشود. متاسفم كه اين را ميگويم، اگر متخصص و كارشناس پاپ نداريم از خارج وارد بكنيم. اگر بگويند كه موسيقي پاپ نباشد به همان راحتي كه گفتند باشد، نتيجه بدي اتفاق ميافتد
الان متاسفانه شاهد هستيم كه كارهاي سخيف ايجاد ميشود. موسيقي زيرزميني در سطح وسيعي در حال توليد است. ديگر نميتوان جلو آن را گرفت
بديهي : متاسفانه آلبومهاي غيرمجاز الان گرانتر و آسانتر از آلبومهاي مجاز به فروش ميرسند !
پهلوان: و مساله ديگري كه وجود دارد اين است كه كساني كه در چهارچوب قوانين مملكت در حال فعاليت هستند؛ نبايد دچار مشكل شوند. توقع داريم راحتتر مسير فعاليتهاي ما به انجام برسد. ولي متاسفانه شاهديم كه نوار يك خواننده، يك شبه روانه بازار ميشود در ايران سيستم قوي تبليغاتي، «دهان به دهان» است و در اين شرايط همه كساني كه مجوز كار دارند، توليد ندارند و هر كسي به دنبال كار غيرهنري براي تامين معيشت رفته است
از آن طرف، فردي ميآيد و پا در عرصه خوانندگي ميگذارد كه پول دارد و دنبال شهرت است. كليپ او همه جا پخش ميشود و در همين زمان از ما ميپرسند؛ چرا كار شما پخش نميشود؟! من در جواب اين مردم چه بگويم؟ مجوز داريم كار نميكنيم؟ ميگويند چرا كنسرت نميدهيد؟ اين همه آدم، دارند كار بيرون ميدهند شما چرا فعاليت نميكنيد؟
و نميدانم چه جوابي بدهم. حتي مدتها است كه آثار پاپ توسط مركز موسيقي ارشاد دريافت نميشود! حالا كنسرت كه جاي خود دارد
در اين شرايط با تاسف فراوان ميبينيم كه يك سري سيديهاي رپ به فروش ميرسد كه سرتاپاي آن فحش و بد و بيراه است. اصلاً با عرف جامعه ايران هماهنگ نميشود. شما حتي خجالت ميكشيد آن را در كنار كسي ديگر گوش كنيد و جالب اينجاست كه در بازار اين سيديها به فروش ميرسد! مجموعه سيديهاي آن حتي بالغ بر 50 هزار تومان به فروش ميرسد
اينها معضلات كار گروه آريان است. ما در چهارچوب قوانين عمل ميكنيم ولي متاسفانه حتي قانون كپيرايتي وجود ندارد كه اگر آلبومي صوتي يا تصويري روانه بازار بشود، دچار ضرر نشود. ما بايد حمايت بشويم چون به قوانين احترام گذاشتهايم .
نينف اميرخاص: يك زماني مقايسهاي كردم بين مواردي كه به نامهاي تفريح و سرگرمي و يا صنعت اينترتينمنت كه در جهان مطرح است. عواملي كه ميگويند اين نوع موسيقي نبايد وجود داشته باشد، بيايند مقايسهاي داشته باشند؛ ما بدترين تصاوير را در تلويزيون در حيطه ورزش ميبينيم. دعوا، فحشهاي ركيك و در سينماها نيز بدترين نوع پديدههاي شوم را شاهد هستيم؛ جنايت، اعتياد و خشونت
بحث ما اين است كه يك ترانه با آهنگ درست و شعر صحيح چه مشكلي ميتواند ايجاد كند؟! چرا اينقدر مسئولان فرهنگي با بحث برگزاري كنسرت با ترديد برخورد ميكنند؟
نگاه آنان به كنسرت اين است كه اگر نباشد بهتر است. چه فرقي ميكند سالن سينما با سالن كنسرت موسيقي؟ شما در كدام كنسرت شاهد بوديد كه پس از اتمام آن، تماشاگران اتوبوسها را داغان كنند؟ يا شيشه آن را بشكنند؟
اميرخاص: بحث بر سر اين است كه اگر اين نوع موسيقي نباشد، چه چيزي را به عنوان جايگزين آن روا ميدانيم؟ اين خلاء را با چه چيزي پر ميكنيم؟
علي پهلوان: كليپ يك هنرمند خارجي با هزار جور اخلاق نامتعارف با عرف ايران در دسترس جوانان قرار ميگيرد. اين هنرمند خارجي در آن كليپ كذايي خيلي كارها به غير از خوانندگي ميكندكه بسيار شنيع است. اين نوع كارهاي سخيف از آنتن ماهواره و از درون جاي جاي شهرها در دسترس مردم قرار ميگيرد، چرا خلاءها را پر نميكنيم؟
كاش يك نماينده از مسئولان فرهنگي در بحث ما شركت داشتند كه البته كوتاهي از ما است ولي اميدواريم مسئولان اين صحبتها را به گوش جان بشنوند و البته بخوانند! آيا تا به حال به صورت مستقيم با مسئولان صحبت كردهايد؟
پهلوان: ما ارتباط مستقيمي با مسئولان نداريم و اين عمدي است چون هنرمند اگر وارد سيكل اداري بشود، دچار مشكل روحي ميشود
نه شما، سرپرست گروه يا نمايندهاي از آريان با كسي صحبتي نكرده است؟
پهلوان: آقاي رجبپور با هر كسي كه شما فكر بكنيد رايزني كرده است. حتي ايشان در جلسهاي سيديهاي سخيف رپ و موسيقي زيرزميني ايران را نشان داده است
چه شد كه مولا علي جان را ساختيد؟
پهلوان - بارقه اين كار آنجايي بود كه در اولين كنسرت آريان در قشم، برگزاركننده كار ترانهها را شنيد و گفت؛ اگر براي حضرت علي(ع) قطعهاي بخوانيد خيلي خوب خواهد بود وقتي اين جمله گفته شد، به فكر افتاديم كه آن را بسازيم
ملودي و ريتم را ساختيم و شعر ترانه را نيز داراب پهلوان سرود. در سري بعد، كار ايران را ساختيم. شما تصور كنيد ما وقتي ترانه «ايران» را خارج از كشور اجرا ميكنيم، ايرانيان خارج از كشور گريه ميكنند و سپس در كارهاي بعدي در آلبوم سوم كاري براي صلح به نام «كبوترهاي سفيد» خوانديم. و «خورشيد عشق» را براي منجي(عج) ساختيم
«... خورشيد عشق بازم ميتابه به اون بالا
ميشينه اشك شوق
بر روي سرخ گلا... وقتي خورشيد مياد ميپيچه عطر گل ياس ..».
كه براي شعر آن از نمادهاي مذهبي بسيار بهره بردهايم و البته همانند مولا علي جان صريح نيست
در آلبوم سوم كار ديگري داريم كه بسيار معنوي است. درباره روح ايران است كه سرگردان بين عالم معنا و ماده است .
اين ترانه جريان شاپركي است كه گير كرده است بين ديواري كه پشت آن عطري خوش استشمام ميشود و يك سري گل هم توجه شاپرك را به خودشان جلب ميكنند .
« شاپرك ميگه: براي ديدن يار يا بايد عشق را از دل برونه يا بگذره از روي ديوار، بره بالا، تا بينهايت، تا عشق تا اوج ديدار...»
من خاطرهاي را از كنسرت آريان در مونيخ عرض كنم. در مونيخ برنامه ما تمام شد بعد از مردم پرسيديم چه چيزي را اجرا كنيم؟
و همه گفتند: مولا عليجان
در خاتمه لطفاً هر كدام از اعضاي گروه به صورت جداگانه بهترين ترانه از مجموعه آثار آريان و زيباترين ترانه خارجي را به يادگار عنوان كنند :
علي پهلوان: «گل من» و از گروه «وست لايف» ترانه «پرواز بدون بال »
سيامك خواهاني: «پرواز» و آثار «ياني »
ساناز كاشمري: «گل من» و قصه ويلن «بودابار »
برزو بديهي: «گل من» و «گل آفتاب گردون »
نينف اميرخاص: «گل من» و آثار «كريستي برگ »
عليرضا طباطبايي: «پنجره» و «پرنسيس »
شاد و اریانی باشید.
 
|